تبلیغات
اعتدال

به نام آفریننده خرد و دانایی
اعتدال
به وبلاگ اعتدال خوش آمدید


¿تفاوت کابینه احمدی نژاد با کابینه شهید رجائی
یکشنبه 6 شهریور 1384

 

تفاوت کابینه احمدی نژاد با کابینه شهید رجائی 

با توجه به اینکه کشف تفاوت کابینه های مختلف از اهم مسائل است و هر انسانی باید تلاش کند که تفاوت ها و شباهت های کابینه رجایی و احمدی نژاد را بفهمد، لذا مکشوفات زیر را به عرض می رسانیم:

1) کابینه رجایی در شرایطی که بحران بود روی کار آمد، اما کابینه احمدی نژاد وقتی روی کار آمد تازه بحران آغاز شد.

2) وقتی کابینه رجایی روی کار آمد همه طرفداران آیت الله خمینی از او حمایت کردند، اما وقتی کابینه احمدی نژاد سرکار آمد همه طرفداران آیت الله خمینی از آن فاصله گرفتند.

3)اعضای کابینه رجایی چون خانه شان در جنوب شهر بود در همانجا زندگی می کردند، اما اعضای کابینه احمدی نژاد قرار است خانه های شمال شهرشان را اجاره بدهند به مستکبران بعد بروند در جنوب شهر از مستضعفان خانه اجاره کنند.

4)اعضای کابینه رجایی چون دو سال از انقلاب می گذشت یک سال سابقه مدیریت داشتند، اعضای کابینه احمدی نژاد چون 27 سال از انقلاب گذشته است، دو سال سابقه مدیریت دارند.

5)کابینه رجایی برای حفظ کشور از نابودی در شرایط جنگی کار می کرد، اما کابینه احمدی نژاد تشکیل شده است تا شرایط جنگی بوجود بیاید و مملکت نابود شود.

6)اکثر اعضای کابینه رجایی از خارج آمده بودند تا بعد از انقلاب به کشور خودشان خدمت کنند، اما اعضای کابینه احمدی نژاد وقتی روی کار بیایند باعث می شوند تا عده ای به خارج بروند تا به کشورهای دیگر خدمت کنند.

7)اکثر اعضای کابینه رجایی کسانی بودند که بعدا قربانی خشونت شدند، اما اکثر اعضای کابینه رجایی کسانی هستند که قبلا کسان دیگر را قربانی خشونت می کردند.

8)رجایی وقتی به نیویورک رفت پای شکنجه شده اش را به نمایندگان موجود در سازمان ملل نشان داد، احمدی نژاد وقتی به نیویورک برود قرار است حداد عادل را به نمایندگان موجود در سازمان ملل نشان بدهد.

9)کابینه رجایی وقتی سرکار آمد تلاش کرد فضای مناظره را برای مخالفان غیر مسلح خودش بوجود بیاورد، اما کابینه احمدی نژاد تلاش می کند تا کسانی را که قصد مناظره دارند کاری کند که تبدیل به دشمن بشوند که بعدا بتواند با آنها درگیر بشود.

10)وقتی کابینه رجایی تشکیل شد دولتهای جهان با ایران قطع رابطه کرده بودند، در حالی که کابینه احمدی نژاد تازه وقتی سرکار آمد دولتهای جهان تصمیم گرفتند با آن قطع رابطه کنند.

نتیجه گیری اخلاقی: کابینه رجایی یک تراژدی بود، اما کابینه احمدی نژاد کمدی همان تراژدی است.

سید ابراهیم نبوی

نوشته شده در یکشنبه 6 شهریور 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ توسط : معتدل



¿احمدی نژاد، رئیس جمهوری که می خواهد بزور محبوب شود!
جمعه 4 شهریور 1384

 

احمدی نژاد، رئیس جمهوری که می خواهد بزور محبوب شود!

حتما شما هم این روزها کارهای عجیب غریبی از احمدی نژاد شنیده اید. اینکه از بالاترین مقام یک کشور در خیابان استقبال می کند یا فرشهای نهاد ریاست جمهوری را جمع می کند یا برای پرواز به قسمت پاویون و تشریفات نمی رود و مانند مردم عادی اقدام می کند یا اینکه دستورجلوگیری از اصراف ها در دوایر و سازمان های دولتی ، و همچنین برگرداندن دسته گلی كه به مناسبت رفتن كابینه به مرقد امام تهیه شده بود ، با بزرگ نمایی رسانه های دولتی به گوش مردم رسانده اند ، تا در افكار عمومی این باور فراهم آید كه با چنین دستور عمل های نمادینی می توان نان بر سفره ملت گذاشت و برای بهبود وضعیت معیشتی آنها ، باید به چنین كابینه ا ی امید داشت . روی دیگر این سکه به نظر شما  چیست؟ او می خواهد محبوب شود اما به چه قیمتی. تغییر آهنگ رفتار به سمت ساده‌زیستی و مردم‌گرایی و محروم‌مداری، تغییری میمون و مبارك است و باید عزم‌های صادقانه را در این راستا به فال نیك ‏گرفت، اما نباید اجازه داد ارزش‌مداری، ساده‌زیستی و محروم‌گرایی به پلی برای عبور برخی برای لاپوشانی كاستی‌های مدیریتی  و حفظ قدرت سیاسی و انتخاب‌های غیرشایسته در ‏جهت بهره‌گیری از اقبال مردم قرار داد. تمامی اینکارهائی که ایشان می کند شاید بظاهر نشان از عدم اشرفگرائی و رفع فساد مالی و صرفه جوئی باشد ولی با کمی دقت در آنها خواهید فهمید همه این کارها چیزی جز عوام فریبی نیست تا خود را محبوب کند و و در دل مردم جا باز کند. این روزها بازار روزنامه هائی مانند روزنامه کیهان بسیار گرم است. در زمان آقای خاتمی که بود این روزنامه هیچ یک از کارهای مثبت او را در روزنامه درج نمی کرد و فقط تخریب می کرد و کاریکاتور بر علیه او می کشید. ولی این روزها با تیتر بزرگ در صفحه اول می نویسد" احمدی نژاد از ریخت و پاشها جلوگیری کرد " بعد زیر آن می نویسد لغو قرار داد 50 میلیارد تومانی سازمان گردشگری! اگر آدم از همه جا بی خبر این مطلب را بخواهند گمان می کند که ایشان کار بسیار درستی کرده اند و شاید کلمات تحسین آمیز هم از زبانش شنیده شود. ولی چرا باید کار به جائی بکشید که یک همچین آدمی برای اینکه باز هم در چهار سال آینده بر اریکه قدرت تکیه زند دست به چنین کارهائی عوام فریبانه بزند؟ در مورد این قرارداد آقای مرعشی رئیس سازمان گردشگری پاسخ کاملا منطقی به ایشان داده است. خلاصه اینکه این خرید ساختمان برای این بوده است که قبلا سازمان گردشگری و میراث فرهنگی از هم جدا بودند که بعدآ در هم ادغام شدند. تمامی ساختمان های اداری این سازمان از هم جدا و دور از هم بودند که بر قراری ارتباط و هماهنگی در کارهای آنها بسیار مشکل و وقت گیر بود و کارائی بهینه سازمان را دچار مشکل می کرد. رئیس این سازمان برای بر طرف کردن مشکلهای فوق اقدام به خرید ساختمانی از بانک ملی به قیمت 50 میلیارد تومان کرده است. اولا این رقم شاید به ظاهر زیاد باشد منتها برای یک ساختمان اداری با فضای قانونی و مجوز مکان اداری این قیمت بسیار ناچیز است. از طرفی آقای مرعشی هم روزهای آخری کارشان بوده و این کار اصلا برای خودش هیچ سودی نداشت و این را برای آسایش کسانی که بعدا می خواستند در این سازمان به مردم خدمت کنند انجام داده است. شاید با جلوه دادن این کارها بتوانند بر محبوبیت رئیس جمهور بیافزایند!

دیگر مورد استقبال از رئیس جمهور سوریه در خیابان بود. این کار نهایت کج فهمی یک فرد از اوضاع و احوال دنیا را دارد این کار اعتراض شدید سیاستمداران را به دنبال داشت که متاسفانه برای کاهش محبوبیت رئیس جمهور این خبرها را در رسانها ها و روزنامه ها به گوش مردم نمی رسانند! جدای از اینها در کجای دنیا به بهانه صرفه جوئی، از رئیس جمهوری یک کشور در خیابان استقبال می کند. دولت سوریه از این اقدام بشدت اعتراض کرده بود منتها خائنان به ایران در اخبار خود نوشته اند که اعتراض روسیه به این کار احمدی نژاد تکذیب شده است. در حالی که مطلقا این گونه نبوده است این خبر کاملا صحت دارد. از طرفی دیگر مگر این که استقبال از کسی در کاخ سعدآباد صورت بگیرد و یا در خیابان پاستور، صرفه جوئی در کار دولت می شود. وقتی مجموعه مناسب مانند سعدآباد وجود دارد چرا از آن استفاده نکند؟ اگر این جا نبود ما نمی گوئیم که بیاید و بسازد ولی وقتی هست باید استفاده کرد. این کار هم مانند جمع کردن فرشهای به اصطلاح گرانقیمت در نهاد ریاست جمهوری و انتقال آنها به موزه ریاست جمهوری بود. این هم از آن کارهای بیهوده بود. آقای احمدی نژاد، کسی نگفته شما بروید فرشهای گرانقیمت بخرید ولی این فرشهائی که قبلا خریداری شده بود را چرا جمع کردید. همانطور که گفتم چیزی که هست باید استفاده کرد. ایشان این فرشها را به موزه انتقال داند و باید دوباره فرشهائی هر چند ارزانتر تهیه کنند که خرج زیادی را بدوش دولت می گذارد. این کار ایشان مسخره نیست؟

مورد دیگر استفاده رئیس جمهور از امکانات عمومی مانند هواپیمای عمومی است. انتشار اخباری از این دست كه رئیس‌جمهور از پاویون دولتی استفاده نمی‌كند نیز نمونه دیگری است. مزایای پاویون برای مسئولان، جز ‏تسهیلات رفت‌وآمد و تفتیش نكردن آنان و تسهیل در تحویل اثاث و بار و برخی نكات دیگر امنیتی، چیست و ترك آن، آیا به این معنی است كه از این ‏پس، شاهد در صف ایستادن رئیس‌جمهور محترم برای تحویل بار و گرفتن كارت پرواز و... و نشست ایشان و همراهانشان در هر قسمت هواپیما باشیم؟ ‏البته اگر بناست مسئولان منتخب مانند آحاد مردم باشند كه باید باشند، بهتر است در رفتن به سر كار و استقرار در منازل دولتی و انجام امور شخصی و ‏اداری‌شان و نیز مانند آنان باشند؛ از جمله مثل آنان قبوض آب و برق خود را به بانك ببرند، در صف حقوق بانك بایستند.وقتی آقای خاتمی رئیس جمهور شد برای رفتن به سفر اردبیل و یزد برنامه ریزی کردند که از سالن عادی مسافرت کنند، در ابتدا خیلی مورد استقبال آقای خاتمی قرار گرفت و شرط کرد که آنرا خبری نکنیم تا نوعی تظاهر و ریا نشود و مردم گمان نکنند برای خودنمائی اینکارهای را انجام می دهیم اما آقای احمدی نژاد یک سفر با هواپیمای عمومی را در بوق و کرنا کرد که بگویئ آی مردم منم مردی از جنس مردم!   

دیگر مورد مورد مشابه بر گزاری جلسان هیئت دولت در استانها است که اولین جلسه آن در مشهد برگزار می شود. من هر چه فکر می کنم نمی دانم ویژگی اینکار چست جز اینکه خرج اضافه بر دوش دولت بگذارد و باعث کاهش امنیت و افزایش خطراتی که مقامات دولتی را تهدید می کند بشود چیزی نیست. این هم از کارهای اشتباه است که باعث می شود وقت مردم بیهوده گرفته شود. آن از معرفی کابینه که در یادداشتهای قبل بررسی کردم و باعث شد که مجلس بی سابقه ترین رای اعتماد تاریخ انقلاب را به گلدانها بریزد و این چهار وزارتخانه حداقل یک ماه از برنامه های دولت عقب می افتد و هم باعث می شود که وقت مردم بیهوده گرفته شود و هم هماهنگ کردن وزرای جدید این وزراتخانه ها با دولت خود مسلتزم صرف هزینه های معنوی و مادی بسیاری است که در نهایت به ضرر مردم است.

ببینید با این کارهائی که اشاره کردیم هیچ دردی از مردم دوا نمی شود. کشور با جمع کردن فرشهای زیر پای دولت مردان یا استفاده از هواپیمای عمومی آباد نمی شود. کشور با پول و سرمایه آباد می شود. متاسفانه شعار دولت احمدی نژاد مبارزه با سرمایه داری بود. در حالی که همین سرمایه دارها باعث ثروتمند شدن فقرا می شوند باید سرمایه داری را افزایش دهیم که از میزان فقرا کاسته شود. هر کس که سرمایه دار شده است عرصه را بر دیگری تنگ نکرده است بلکه مغز خود را به کار بسته است و همین ها هستند که کشور را آباد می کنند. آنهائی که الان در فقر زندگی می کنند در نهایت این بخش عظیمی مشکل به خودشان بر می گردد. اکثر این افراد کمتر از فکرشان استفاده کرده اند و یا کمتر تلاش کرده اند یا برای رسیدن به هدفشان تلاشی نکرده اند. اینها کسانی هستند که در همه جای دنیا دیده می شوند. دولت با اینکارهای نمی تواند فقر را از بین ببرد. باید عواملی که باعث فقر می شود را از راه بر دارد. مانند امکانات اشتغال، علم آموزی، امکانات توسعه و تعالی را باید گسترش داد نه اینکه شعار گذاشتن پول نفت بر سفره مردم را سر داد. عملی شدن این شعار خیانت به مردم است که در یادداشتهای بعدی به نقد آن می پردازم. خب نتیجه ای می شود گرفت این است که کارهائی که احمدی نژاد می کند ناشی از دید سطحی و ساده انگاری وی است و گمان می کند رفع فقر با این کارها میسر می شود. نه عزیزان! قدرت چیز شیرینی است اینها برای حفظ آن دست به این کارها می زنند می خواهند محبوب شوند، این شعارهای و کارهای را بینید اما باور نکنید...! 

نوشته شده در جمعه 4 شهریور 1384 و ساعت 10:08 ق.ظ توسط : معتدل



¿تحقق اولین شعار احمدی نژاد (2)
دوشنبه 31 مرداد 1384

 

تحقق اولین شعار احمدی نژاد (2)

در ادامه بحث کابینه رئیس جمهور و اشاره به آنچه تا کنون از قالب شعار به عمل تبدیل شده است و تناقضهائی که در این بین دیده می شود لازم است چند مسئله را  مورد بررسی قرار داد اولین آنها اینکه این کابینه چگونه انتخاب شده است.

اصولا در انتخابات ریاست جمهوری وقتی مردم به شخصی رای دهند نشان از اعتماد به شخص و افکار و شعارهای وی و هم چنین تیم سیاسی او است. جناب دکتر زمانی که از طرف مردم به این سمت انتخاب شد در ترکیب کابینه خود بگونه ای عمل کرد که گوئی در سطح مدیریت کلان هیچ آشنائی با افراد قدرتمند و یا تیم قدرتمندی ندارد. با نگاهی به سابقه وزرای پیشنهادی ایشان فقط در محدودة شناخت محدود خود به انتخاب وزرا دست زده است. همانطور که گفتم یا از سپاه یا شهرداری تهران یا نمایندة مجلس و یا دانشگاه علم و صنعت(محل تحصیل و تدریس احمدی نژاد). متاسفانه ایشان در سطح کشور  هیچ گونه شناختی از مدیران توانمند ندارد. بر فرض مثال در وزارت نفت نیروهای توانمند بسیار زیادی وجود دارد از جمله رئیس سازمان پتروشیمی و دیگر مدیران و معاونان فعلی نفت که نام وزیر نفت برازندة آنهاست و واقعا توانائی آنها برای همه مدیران آن عرصه محرز و اثبات شده است. ولی متاسفانه رئیس جمهوری از کسی برای این وزارت خانه استفاده کرده است که سوابق او و سمتهایش هیچ مناسبتی با وزارت نفت ندارد و اگر با اکثر افراد با سابقه در صنعت نفت ایران صحبت کنی در مورد این وزیر پیشنهادی فقط کلمه " او را نمی شناسم " خواهی شنید و این جای تاسف دارد که این همه افراد باسابقه درخشان و توانمند را کنار بگذارند و از کسانی استفاده کنند که با تخصصشان نمی خواند و اصلا جز بدنة آن دستگاه اجرائی نیستند. جالب است بدانید رئیس سازمان پتروشیمی چند روزی از گزینه های مطرح برای سمت وزارت نفت در لیست وزرا دیده می شد ولی به یکباره نام او نیز از این لیست حذف شده و علت آن این بوده که احمدی نژاد طی تماسی با این شخص به وی گفته بود اگر وزارت نفت را به شما بسپارم آیا هر چه من بگویم گوش می کنی و به آن عملی می کنی؟ او هم در جواب گفته بود هر چه تو بگوئی گوش نمی کنم هر چه علم و عقلم بگوید عمل می کنم. در پی این مذاکره او نیز کنار زده شد. مورد مشابه در مورد انتخاب یکی از نمایندگان به سمت وزارت تعاون بود. این انتخاب کاملا قطعی شده بود و از وی مدارک لازم و عکس پرسنلی هم گرفته شده بود. ایشان بعد از این مسئله از آقای احمدی نژاد پرسیده بودند آیا در دولت از تعاون حمایت می کنید؟ به محض پرسیدن این سئوال نام وی از لیست کابینه خط می خورد!

آقای دکتر در خصوص کابینه با مقام رهبری هم ملاقات و گفتگوئی کرده بود ولی متاسفانه هیچ از توصیه های ایشان را در انتخاب کابینه به کار نبسته است. زمانی که آقای احمدی نژاد لیست خود را به خدمت ایشان بردند رهبر انقلاب خیلی تعجب زده شدند و به رئیس جمهور گفتند خب اینها که کارشناسان شما هستند پس وزرا کجایند؟… نکته قابل توجه این که جناب رئیس جمهور برای انتخاب کابینه از تیم کارشناسی استفاده کرده بودند! از طرفی رهبری به ایشان گفته بودند کابینه شما خیلی ضعیف است اگر اینها را به عنوان وزیر معرفی کنی قطعا کشور دچار بحران خواهد شد. توصیه دیگر مقام رهبری به ایشان این بود که حداقل 10 نفر از وزرای کابینه دولت آقای خاتمی را در کابینه خود بیاورید که دولت در قدم اول دارای تجربه مناسبی باشد ولی ایشان به این توصیه هم عمل نکردند! دیگر توصیه ایشان به رئیس جمهوری این بود که از کاندیداهای اصولگرای انتخابات ریاست جمهوری در دولت استفاده نکند در حالی که یکی از حساس ترین بخش دولت را به یکی از این کاندیداها سپرده است!

گذشته از بحث اینکه در روند انتخاب کابینه چه عواملی تاثیر گذار بوده است جا دارد کمی  در مورد ویژگی این کابینه بحث کنیم. ناآشنا بودن، جوان بودن، کم تجربه بودن،جناحی بودن از ویژگی های بارز این کابینه است که به بررسی آن می پردازیم.

مورد اول عدم آشنائی افراد صاحب نظر و با تجربه از وزرای پیشنهادی است. شاید به نظر بعضی های این عدم آشنائی علت عدم کارائی و توانمندی نباشد. در واقع اینطور نیست شاید ما نتوانیم بگوئیم این نا آشنا بودن وزرا دلیل منفی بودن کارامدی افراد است ولی به هیچ عنوان دلیل مثبت بودن توانمندی و کارآمدی نیز نیست. بنده در بعضی از نظرخواهی ها در مورد کابینه دولت جدید می خواندم که افرادی می گفتند نباید زود قضاوت کنیم شاید کابینه کارامد و خوبی باشند. خود قضاوت کنید آیا این طرز تفکر درست می باشد؟ اگر این افراد هنوز ثابت نکرده اند که افراد ضعیف و نا کارامدی هستند در مقابل توانمندی و کارائی خود را نیز اثبات نکرده اند و به گفته احمدی نژاد اگر یک سال ثابت کردند که خوب کار کردند ماندگار می شوند و اگر نه باید بروند. این می شود کابینه آزمون و خطا که دیگران را بیاوری و در هیئت دولت امتحان کنی اگر خوب بودن بمانند و اگر بد بودند بروند. آیا این مسخره نیست؟ به عنوان مثال دبیركل جامعه انجمن‌‏های اسلامی اصناف و بازار گفت: ناشناخته بودن اعضای كابینه بیانگر ضعف رئیس‌‏جمهور یا ضعف كابینه نیست و باید منتظر نتیجه عملكرد این افراد در طول این چهار سال آینده باشیم!!! و در جای دیگر دبیركل حزب موتلفه اسلامی گفت: صبر می‌‏كنیم تا محصول اجرایی كابینه را ببینم!... در اصل نباید بدین گونه باشد که یک نفر خود را در عرصه وزارت به دیگران آشنا کند و در آنجا ثابت کند که توانائی هدایت وزارت خانه را دارد بلکه صحیح این است که افراد آشنا برای صاحب نظران و مسئولان اجرایی دستگاه در ربط باشند و به قدرت اداره و مدیریت معروف باشند بطوری که اگر وزیری برای وزارتخانه ای معرفی شد همه بگویند این فرد به این دلایل خوب است یا به این دلایل بد است نه اینکه همه مردم حتی صاحب نظران بگویند "او را نمی شناسیم".

 متاسفانه همانطور که گفتم این دولت، دولت آزمون و خطاست احمدی نژاد خواسته است در دولت وزرای خود را امتحان کند به این که آیا می توانند از عهده ای مسئولیت بر آیند یا نمی توانند در حالی که مولای متقیان علی (ع) در این مورد فرمودند: پس در امور كارمندان خود بیاندیش و پس از آزمایش به كارشان بگمارد... آقای احمدی نژاد حتی از امام معصوم و مولای خود نیز الگو نگرفته است چه طور نام دولت اسلامی را با خود یدک می کشد؟

در این مبحث مطلبی که باید اشاره شود این است که شخصیت یک وزیر برای مسئولان دستگاههای اجرای مرتبط ناشناخته باشد دلیل بر همین است که این فرد وزیر هیچ کجا و در هیچ صحنه ای نقش سرنوشت سازی نداشته و همین مسائل و مدیریت ها و طرحهای استثنائی باعث معروفیت یک شخص در مدیریت اجرائی می شود که متاسفانه اکثریت کابینه دکتر احمدی نژاد فاقد این ویژگی می باشد و این یک ضعف عمده در دولت است که قابل اغماض و چشم پوشی نیست.

مورد دیگر از ویژگی های کابینه جوان بودن و به دنبال آن عدم تجربه کافی است. شاید در نگاه عوام گرایانه و ساده لوحانه جوان بودن یک مدیر کلان امتیاز مثبتی محسوب شود ولی در اصل این یک خیانت به مردم است که مدیریت کلان را به کسی بسپاریم که تجربة کافی برای اداره آن وزارت خانه نداشته باشد. اگر این مسئله را بررسی کنیم در بالاترین سطح قوه مجریه یعنی رئیس جمهوری نیز شخصی جوان نسبت به قوه مجریه است. نزدیکان رئس جمهور هم سعی می کنند با تلاش بیهوده سابقه تراشی برای وزرا کنند سابقه ای که در عمل هیچ است و شاید در دید عوام مردم سمت مهمی باشد ولی اینگونه نیست در جائی که هر چه به دنبال سابقه می گشتند چیزی هر چند بیهوده پیدا نمی کردند شروع می کردند به استفاده از عناوین فوق تخصص، دانشجوی ممتاز، رتبه فلان در فلان آزمون علمی گرفتن نشان علمی از فلان شخص و ... که می خواهند مردم را با این چیزها فریب دهند در حالی که اگر دقت کنید کسی که فقط تئوری کار کرده باشد هر چند در آن عرصه دانشمند باشد اصلا در کار عملی موفق نمی باشد. فرض کنید کسی مثل دکتر حسابی که دانشمند فیزیک است را رئیس سازمان انرژی اتمی می کردند او علاوه بر اینکه در این کار موفق نمی شد ضرر های زیاد متوجه آنجا می کرد چرا که اصلا کار عملی نکرده است .( مثال این مورد وزیر پیشنهادی وزارت بهداشت است).... در مورد جوان بودن یک مدیر باید در سطح مدیران کل یک سازمان و یا معاونت وزارتخانه باشند نه این که در رأس یک مدیریت کلان باشند. اگر مدیر کلان مانند رئیس جمهور و وزیر جوان باشند باعث می شود که بی تجربگی وی در رأس آن نهاد و یا سازمان قرار بگیرد و منشا اثر باشد در حالی که در دولت و در مراتب بالاتر از مدیر جوان هیچ فرد با سابقه و تجربه ای نیست که بخواهد وی را راهنمائی کنند و خط مشی ها را به وی ارائه دهد و اصول کار را به وی بیاموزد و وقتی یک مدیر جوان در بالاترین سطح خود دسترسی به فرد با تجربه ندارد باعث می شود که با همانهائی که در توشه دارد کار کند هزار خطا کند تا به یک درست برسد باید آنجا را اینقدر با بحران مواجه کند تا راه عبور از آن را یاد بگیرد. این یعنی وقت مردم را تلف کردن و کشور را به عقب بر گرداندن! و این عین خیانت به ملت ایران است. بنده زمانی که لیست کابینه را دیدم احساس کردم بار دیگر به دهه 60 باز گشتیم چرا که وزرای معرفی شده همانند آن زمان گم نام و ناشناخته بودند چون در اوایل انقلاب چیزی به نام تجربه کار اجرائی مطرح که نبود هیچ مذموم هم بود زیرا افراد با سابقه در حد وزیر در آن زمان در رژیم شاه خدمت می کردند. احمدی نژاد هم گویا دوران قبل از خود را رژیم منحوسی می داند که نباید سابقه افراد کابینه خود در آنجا کسب شده باشد چرا که انتخاب خود را نیز عین انقلاب دانست بطوریکه جناب آقای خاتمی هم تلویحا گفتند که احمدی نژاد من را شاه فرض کرده است! و رفتن من را انقلاب! مسئله دیگر موضوع تشابه دولت شهید رجائی با دولت احمدی نژاد مطرح است. کسی که خود را به مانند شهید رجائی می داند و قبل از انتخابات یکی از شعارهای او ادامه راه شهید رجائی بود اولین تضاد دولت احمدی نژاد با دولت شهید رجائی را مشخص کرد و بطور ضمنی و غیر مستقیم به مردم ایران گفت که این هم شعاری بود برای فریب عوام! در دولت شهید رجائی کابینه علا رغم این که سابقه اجرائی نداشتند کابینه بسیار قوی و هماهنگی بود بطوریکه بسیاری از دولتمردان موفق ما چه گذشته و چه در حال حاضر از کابینه شهید رجائی بیرون آمده اند. کابینه ای که فقط سه نخست وزیر از آن بیرون آمدند و این نشان از دقت بسیار زیاد در انتخاب افراد شایسته دارد که کابینه احمدی نژاد در اولین حرکت خود فاقد این ویژگی دولت شهید رجائی است سالی که به نیکوست از بهارش پیداست...

خوب البته نباید از دکتر احمدی‌‏نژاد غیر از این انتظاری داشته باشیم چون رئیس‌‏جمهوری باید یك سر و گردن از افراد كابینه بالاتر باشد، لذا افراد توانمند با پتانسیل قوی نمی‌‏توانند با ایشان تعامل و همكاری داشته باشند!

پایان این مطلب

نوشته شده در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 01:08 ق.ظ توسط : معتدل



¿تحقق اولین شعار احمدی نژاد
سه شنبه 25 مرداد 1384

 

تحقق اولین شعار احمدی نژاد

بالاخره بعد از حدود یک ماه و نیم از انتخاب دکتر محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران گمانه زنی ها در مورد اعضای پیشنهادی کابینه پایان یافت و گزینه های مورد نظر رئیس جمهور چندی پیش جهت بررسی و کسب رای اعتماد به مجلس شورای اسلامی معرفی شدند. حال که همه مورد ایران منتظر بودند که ببینند شعار " کابینه 70 میلیونی " چگونه به واقعیت می پیوندد دیدند که شعارهای انتخاباتی ملاک انتخاب فرد اصلح نیست!

اینک که بررسی ها برای انتخاب محور دولت پایان یافت جا دارد که کمی مو شکافانه تر این مسئله را مورد بررسی قرار دهیم و عوامل تاثیر گذار در گزینش و روند این بررسی ها را مورد مداقه قرار دهیم. برخلاف آنچه تصور میشد کابینه معرفی شده آقای احمدی نژاد به مجلس در یک دید کلی با شعار کابینه 70 میلیونی فاصله بسیار زیادی دارد. انتظاری که مردم ایران از ایشان بسیار فراتر از تصور است که ایشان در اولین اقدام خود حرفهای 2 ماه پیش خود را فراموش کند! از بین 21 نفر وزیر  اکثریت آنان یا از نیروهای سپاهی بوده اند یا از شهرداری تهران یا از دوستان دانشگاه علم و صنعت. اگر همه اینها از کابینه کم شود فکر کنم بیشتر از 3 نفر باقی بمانند! آیا کابینه 70 میلیونی همین است؟! کابینه را در صورتی می توان این چنین خواند که در آن از همه توانائی ها بدون در نظر گرفتن خط فکری و جناح بندی های سیاسی انتخاب کرد بطوریکه تا حد امکان از همه سلیقه های سیاسی موجود در نظام در دولت استفاده شود این در حالی است که در کابینه پیشنهادی از تمامی کسانی استفاده شده که فقط و فقط در یک جهت حرکت کنند و آزادانه اختیار عمل نداشته باشند . شیوه گزینش آنها هم در این مقاله بررسی می شود. کابینه پیشنهادی به حدی گمنام و نا آشنا بودند که دکتر با هنر در جلسه ای محرمانه گفته بودند: اگر در همان لحظه رأی گیری میشد 18 نفر از وزرا به علت عدم شناخت از آنها رای عدم اعتماد می گرفتند! از طرفی ترکیب کابینه در بررسی های انجام شده توسط شخصیتهای سیاسی به حدی ضعیف بوده است که بسیاری از اصولگرایان تندرو هم با آن به بشدت مخالفت کردند و از ابهام در سرنوشت دولت ابراز نگرانی کرده اند و به صراحت از رای عدم اعتماد مجلس نسبت به تعدادی از وزیران صحبت کرده اند. عدم تخصص یک وزیر با وزارت پیشنهاد شده، احراز ضعف تعدادی از گزینه های و صرف تئوریسن بودن بسیاری از وزیران کابینه نگرانی هایی را در جامعه سیاسی بوجود آورده است. حقا که پیش بینی های آقای احمدی نژاد بوقوع پیوست ایشان قبلا گفته بودند که ترکیب کابینه ام همه را به تعجب وا می دارد. حال با این کابینه معرفی شده چه کسی پیدا می شود که انگشت حیرت به دهان نگزد و از ضعف کابینه، نامتوازن و یک بعدی بودن آن حیرت زده نشود؟ متاسفانه محمود احمدی نژاد هیئت دولت را با کلاس درس اشتباه گرفته است چرا که از کسانی در کابینه دعوت به عمل آورده است که اکثرا هیچ گونه سابقه اجرائی در حد مدیریت کلان نداشته اند و این باعث می شود که کابینه به تعبیر یکی از سیاسیون دولت به عرصه کار آموزی تبدل می شود و وزرا باید چند سالی در آنجا کار کنند تا بدانند وزارت چیست و وزیر کیست! چرا که ترکیب کابینه از کسانی است که تجربه ای در حد اداره یک وزارت خانه ندارد هر چند که در بالاترین سطح این دولت این مشکل به چشم می خورد! از طرفی واکنش نمایندگانی که سنگ احمدی نژاد را به سینه می زدند جالب به نظر می رسد آنها بعد از آگاهی از اعضا کابینه بسیار متعجب شدند. یکی از همین نماینده های اصولگرا که به تندروی در مجلس شهرت دارد و رئیس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در استان بوشهر بود در مورد یکی از وزرا گفت: خیلی از نمایندگان با شنیدن نام اشعری متعجب شدند او سالهای سال است كه بازنشسته شده است . او اصلا در حوزه آموزش و پرورش حضور نداشته و اطلاعاتی در این زمینه ندارد. یکی دیگر از نمایندگان اصولگرا گفته بود: آن تحولی كه آقای احمدی نژاد وعده می‌داد در وزارت نفت انجام می دهد، با وجود این لیست پیشنهادی قابل تحقق نیست. وی وزیر پیشنهادی بازرگانی را نیز فردی ناشناخته خواند و گفت: من كه سالها در این بخش فعالیت دارم، او را نمی‌شناسم. یکی دیگر از نمایندگان اصولگرا گفته است : بعد از این همه انتظار و تامل، فهرستی کارآمد و توانمند را از سوی دکتر احمدی ‌نژاد انتظار داشتیم تا خلاها و تردیدها و ناهمگونیهای مدیریت اجرایی کشور را مرتفع کند. مجلس اصولگرا با همه علاقه ‌ای که به رییس جمهور اصولگرا دارد، نمی ‌تواند در مقابل سوء استفاده برخی افراد و جریانات سکوت کند... از این قبیل اظهار نظرهای همراه با مخالفت از اعضای کابینه را نمی توان بی جهت دانست قطعا اظهار نظرهای آنان که بعضا از چند ماه قبل از انتخابات از حضور احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری حمایت کرده اند، را نمی توان مغرضانه و به جهت تخریب شخصیت رئیس جمهور دانست. آنچه می گویند با حقیقت فاصله ای ندارد! ..... ادامه دارد....

جهت طولانی نشدن مطلب آن را در یادداشتهای بعدی می نویسم. 

نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : معتدل



¿تاسیس وبلاگ اعتدال
سه شنبه 25 مرداد 1384

 

سلام به خوانندگان گرامی

نظر به ایجاد تغییر و تحولات سریع و گسترده در دولت ایران و تغییر مشی سیاسی در حاکمیت لازم دیدم در وبلاگی مطالب مهم که به ذهن خودم می رسد و یا در گوشه کنار سایتها و روزنامه ها مطرح می شود و به نظر جالب و مفید است در قالب یادداشتهای روزانه با شما در میان بگذارم.

نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ توسط : معتدل